ریحانه
-
تاریخ: 1401/2/6 ساعت: 17:26
من ریحانه ام ، چشهایم را می بندم جز سیاهی در نگاهم چیزی نیست ، دلم با همه دنیا بیگانه است، حال غریبی دارم، بغضی که گلویم را میفشارد و اشکی که به زور قورتش میدهم . من ریحانه ام پاییز مرا در برگرفته، ',گویی گرد باد زندگی لحظه ایی بفکر رهایی من نیست حال شوریده ایی دارم . دلم میخ...
دیدی به یادتم
-
تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 22:46
اي اشناترين زيباي من اي فراگير ترين صداي زندگي من اي باغ در باغ شكوفه زار اي همرنگ و همراه وهمسايه بهار، در تو چشمه هاي مهرباني مي جوشد ابرهاي عطوفت به شوق باريدن، گستره قلب ترا مي پوشاند. طراوت و لطافت وشكنندگي درونمايه توست قلبت آشيان عشق هاي بزرگ و اهورائي است با تن پوشي از گل چشماني باراني لباني...
سایه شوم
-
تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 22:46
برای نوشتن دیگر نیازی به ابرهای دلتنگ ندارم این روزها انقد دلتنگم که اسمان را عاجز کرده ام این روزها انقد بغضم را در سینه خفه میکنم که دیگر برای فریاد کشیدنم نای ندارم دلم برای روزهای زرد پاییزی تنگ شده که باران سخاوتمندانه تمام روحم را می شست ودر خاک دفن می کرد و برگهای دلشکسته از شدت غم من عبوس و ...
برای هیچکس
-
تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 22:46
مهربان قلبم . نامت را بروی شن های ساحل نوشتم موجهای دریا آن را بوسه باران کرد .ودریا بوی گل گرفت . دلم میخواهد پروانه جانت شوم وتا همیشه دورت بگردم . زبانم ناتوان از گفتن از حس درونم است تو از چشمانم بخوان عطر دل انگیز وجودت میپیچد در جانم من به همه قاصدکها نشانی ترا داده ام تویی که من همچون سنگی در...
باورمن
-
تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 22:45
کاش قطره اشکت بودم واز چشمان زیبای تو بر روی گونت جاری میشدم . بوسه تو مرا محکوم به شاد بودن میکند تو شبیه قصه های هستی که دوست دارم هرشب با خواندنش بخوابم تو همان شعری هستی که برای اولین بار لبهایم خواندنش را یاد گرفت چرا به دنیایی من قدم نمیگزاری بر روی چشمانم قدم بگزار خاک پایت را سرمه چشمانم میک...
بی مخاطب
-
تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 22:45
ستاره روشن جانم باش و بدرخش و به روحم زندگانی ببخش .تومثل شکوفه گیلاس بر روی تن زخمی و دردمندم جوانه زدی ومرا با اسمان وافتاب اشتی دادی من از تو چه گویم وقتی تو خودت در واژه ها می نشینی وقتی خودت قلم را وسوسه میکنی و شعر رابیدار می کنی ترا که نفس میکشم مشام را عطر یاس پر می کند توبامن چه کردی که چشم...
بی تامل . تنها برای تو
-
تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 22:45
ترا به جای همه کسانی که نشناخته ام ، به جای همه آنهایی که در خاطرم نقش بستند به جای همه روزهایی که بی تو گذشت و تنها حسرتش نصیبم شد دوست دارم. ترا برای دوست داشتن دوست دارم ترا به خاطر، خاطره هایمان دوست دارم همان هایی که لبخند را به لبهایم می دوخت بخاطر همه ان ارزو و خیالی که باهم داشتیم دوست دارم ...
باز هم برای تو
-
تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 22:45
برای تو که نیستی اما ترنم دلنشین صدایت به جان و حال من زندگی بخشیده . دلم میخواهد تا به تو رسیدن پرواز کنم . گرچه بال هایم شکسته و رمقی در وجودم نیست اما همین که حس کنم تو در آسمانی که من نفس میکشم هستی، همین که لابلای تمام کلمات من چشمک میزنی هیمن که میدانم برای ازتو نوشتن سالها باید قلم در دست گیر...